افراد بازنده نسبت به خود و دنیای اطراف خود احساس خوب و مثبتی ندارند و با دنیا سر جنگ و ناسازگاری دارند. زندگی و کسب و کار را میدان جنگ و رقابت می پندارند و برای رسیدن به اهدافشان بر حذف رقبایشان تمرکز می کنند. اینها کسانی هستند که در جاده موفقیت مانند یک شکارچی زندگی و حرکت می کنند، تمام لحظات زندگی خود را در پی شکار هستند و باید شب هنگام دست پر با شکار به خانه برگردند. نگرش این افراد بر مبنای این است که هر جنبنده ای یا شکار است یا شکارچی. با شکارچی ها در تنش شکار هستند و با شکار در تعقیب و گریز.
این دسته افراد هرگز با آرامش زندگی نمی کنند. و اساسا معنی آرامش را درک نمی کنند. همه چیز از دیدگاه آنان یا فرصت است یا تهدید. این افراد اگر هم موفق شوند، موفق های بدحال خواهند بود.
بسیاری از این افراد به رغم اینکه در کسب وکارشان موفق هستند و یا پست مدیریتی خوب و بالایی دارند حالشان اصلا خوب نیست و مدام نگران وضعیت زندگی، کسب وکار و پست و مقامشان هستند. دائم نگران واکنش های دیگران هستند و به خاطر ترس از جایگاه خود، دشمن تراشی می کنند و باورشان بر این استوار است که در این دنیا به اندازه کافی برای همه فرصت نیست و برای اینکه به آنها سهم بیشتری برسد باید دیگران را از سر راه بردارند.
برخی دیگر از افراد بازنده خود را شایسته زندگی خوب نمی دانند و خودشان را قربانی می دانند و زیر بار ستم می روند. همیشه داستانهای بدبختی خود را یادآوری و به مردم تعریف می کنند و شجاعت لازم را برای پذیرفتن وضعیت فعلی خود ندارند. آدمهای با مدل ذهنی بازنده یا خودشان در حال رنج بردن هستند و یا دیگران را می رنجانند. بازنده ها تخصص عجیبی در تلخ کردن زندگی به کام خود و دیگران هستند.
موفقیتهایی که این افراد کسب می کنند اصیل نیست چون خودشان حس خوبی به این موفقیتها ندارند. این موفقیتها بیشتر توهم موفقیت است. برخلاف مدل ذهنی بازنده، مدل برنده موفقیتهای به دست آمده را اصیل و حقیقی می شمارد.



بدون دیدگاه