سالها پیش، کرگ یارد موسس شرکت Metals Yarde در شهر بریستول آمریکا متوجه شد، کارمندانش که در سه نوبت کاری در روز کار می کردند، سرکار چرت می زنند. بنابراین هنگامیکه او محل کار جدیدش را در سال 1۹۹5 ساخت، مکانی را برای اتاق خواب نیمروز با مبلمان راحتی اختصاص داد.

یارد می گوید «مردم فکر می کردند ما کاملا دیوانه شده ایم. حتی بعضی از همکارانم می گفتند معلوم هست چه کار می کنی؟» پانزده سال بعد، شرکت Metals Yarde حدود 700 نفر کارمند، با درآمد سالانه 500 میلیون دلار و مکانهایی در اطراف ساحل با اتاقهای خواب نیمروز داشت. یارد اظهار می کند: بدون شک، خواب نیمروز بهره وری را افزایش می دهد. جالب است که چطور کارها پیش می رود. این روند از یک مساله کاملا مضحک شروع شد و حالا به مهمترین قسمت کار تبدیل شده است.

شرکتهای مشهوری همچون گوگل و Jerry’s & Ben نیز از خواب نیمروز در محل کار حمایت می کنند. سازمان ناسا با مشارکت موسسه ملی تحقیقات بیوپزشکی فضایی و 91 داوطلب از دانشکده پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا به فضانوردان آموزش می دهد که چگونه در طول ماموریتهای طولانی خواب نیمروز بهتری داشته باشند.

ما در دنیای شلوغی زندگی می کنیم و نوعی باور در ما وجود دارد که همیشه باید کاری کرد و دست روی دست گذاشتن کاری خطاست. به همین خاطر مدام در حال انجام کارهای مختلف هستیم. اما وقتی مدام مشغول به کاری هستیم در مغز ما چه اتفاقی میافتد؟

دکتر دنیل لویتین عصبپژوه در این باره می گوید: هر بار که شما توجه تان را از موضوعی به موضوع دیگه معطوف کنید، مغز باید یک جا به جایی عصبی، شیمیایی انجام بدهد که برای این کار از مواد غذایی موجود در مغز استفاده می کند. پس اگر چند کار را با هم اجرا می کنید، دارید به سرعت از یک چیز به چیز دیگه جا به جا می شوید، و با اینکار منابع عصبی را تحلیل می برید و برای همین است که در پایان روز دچار استرس و خستگی شدید می شوید. اما وقتی کاری برای انجام دادن نداریم و به اصطلاح “بی حوصله”می شویم چه چیزی در مغز ما رخ می دهد؟

دکتر سندیمن، پژوهشگر حوزه “بیحوصلگی” می گوید: وقتی حوصله شما سر می رود، یک شبکه در مغز شما فعال می شود به نام “حالت پیشفرض”. بنابراین بدن ما، موقع تا کردن لباس ها یا پیاده رفتن به سرکار به حالت هدایتگرِ خودکار درمی آید. این همان حالتی است که در فلسفه تائو به آن “وو وی” یا “بی عملی” می گویند. حالا یک سوال: آخرین باری که هیچ کاری انجام ندادید کی بود؟ واقعا هیچ کاری. یعنی نه پیامک و نه اینترنت، نه تلویزیون، نه چت، نه غذا خوردن، نه مطالعه و نه حتی نشستن و یادآوری گذشته یا برنامه ریزی برای آینده؟ هیچ کاری نکردن یکی از سخت ترین کارهاست؛ چرا که ما عادت کرده ایم همیشه کاری انجام دهیم و مشغول باشیم و همین موجب استرس زیادی است که همه ما در زندگی تجربه می کنیم. ما “هنر بی عملی” را فراموش کرده ایم.

یک دهه قبل، ما توجه مان را هر 3 دقیقه یک بار تغییر می دادیم. حالا هر 45 ثانیه یک بار و در تمام طول روز این کار را می کنیم. هر فرد به طور میانگین روزی 74 بار ایمیل، کانال تلگرام، واتس آپ یا اینستاگرامش را چک می کند. پژوهشها نشان می دهد، “تمرکز نکردن” نیز به همان میزان “تمرکز کردن” اثرگذار و نیرومند است، اگر چه به شکلی متفاوت. ممکن است قدری عجیب به نظر برسد، اما در حالی که تمرکز کردن موجب می شود فعالتر و پرکارتر ظاهر شویم، تمرکز نکردن به خلاقتر شدنمان کمک می کند. زمانی که در وضعیتی بیخیال و آسوده به سر می بریم، مثل اوقات بیکاری یا تنبلی، وقتی که هیچ کاری نمی کنیم ذهنمان به پرسه زنی های شگفت انگیز مشغول می شود و لحظه ای خاص را برای ربط دادن فکرهایی که در ذهن مان چرخ می خورند، انتخاب می کند.

نتایج یک مطالعه نشان می دهد که 48 درصد مواقع ذهنمان مشغول پرسه زدن در آینده است. این در حالی است که زمان حال با 28 درصد و زمان گذشته با 12 درصد، سهم کمتری در این میان دارند. آن مقدار زمان باقیمانده هم ذهن مان عموما خالی یا رهاست. درصد دقیق این مواقع چندان اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است، روشن کردن این نکته است که پرسه زنی و سرگردانی افکارمان در اوقاتی که هیچ کاری نمی کنیم، آن گونه که تا پیش از این تصور می کرده ایم، تباه و بی حاصل نیست. (سید محمد مهدی شهیدی.)

برای این کار از مواد غذایی موجود در مغز استفاده میکند. پس اگر چندکار را با هم اجرا میکنید، دارید به سرعت از یک چیز به چیز دیگه جابهجا می شوید، و با اینکار منابع عصبی را تحلیل میبرید و برای همین است که در پایان روز دچار استرس و خستگی شدید می شوید. اما وقتی کاری برای انجام دادن نداریم و به اصطلاح “بی حوصله “می شویم چه چیزی در مغز ما رخ می دهد؟

 

◀دکتر سندیمن، پژوهشگر حوزه “بیحوصلگی” میگوید: وقتی حوصله شما سر میرود، یک شبکه در مغز شما فعال میشود به نام “حالت پیشفرض”. بنابراین بدن ما، موقع تا کردن لباس ها یا پیاده رفتن به سرکار به حالت هدایتگرِ خودکار درمیآید. این همان حالتی است که در فلسفه تائو به آن “وو وی” یا “بی عملی” می گویند. حالا یک سوال: آخرین باری که هیچ کاری انجام ندادید کی بود؟ واقعا هیچ کاری. یعنی نه پیامک و نه اینترنت، نه تلویزیون، نه چت، نه غذا خوردن، نه مطالعه و نه حتی نشستن و یادآوری گذشته یا برنامهریزی برای آینده؟ هیچ کاری نکردن یکی از سخت ترین کارهاست؛ چرا که ما عادت کرده ایم همیشه کاری انجام دهیم و مشغول باشیم و همین موجب استرس زیادی است که همه ما در زندگی تجربه می کنیم. ما “هنر بی عملی” را فراموش کرده ایم.

◀یک دهه قبل، ما توجه مان را هر 3 دقیقه یک بار تغییر میدادیم. حالا هر 45 ثانیه یک بار و در تمام طول روز این کار را میکنیم. هر فرد به طور میانگین روزی 74 بار ایمیل، کانال تلگرام، واتس آپ یا اینستاگرامش  را چک میکند. پژوهش ها نشان میدهد “تمرکز نکردن” نیز به همان میزان “تمرکز کردن” اثرگذار و نیرومند است، اگرچه به شکلی متفاوت. ممکن است قدری عجیب به نظر برسد، اما در حالی که تمرکز کردن موجب میشود فعال تر و پرکارتر ظاهر شویم، تمرکز نکردن به خلاق تر شدنمان کمک میکند. زمانی که در وضعیتی بیخیال و آسوده به سر می بریم، مثل اوقات بیکاری یا تنبلی، وقتی که هیچ کاری نمی کنیم ذهنمان به پرسه زنی های شگفت انگیز مشغول می شود و لحظه ای خاص را برای ربط دادن فکرهایی که در ذهن مان چرخ می خورند، انتخاب می کند.

🔺نتایج یک مطالعه نشان میدهد که 48 درصد مواقع ذهنمان مشغول پرسه زدن در آینده است. این در حالی است که زمان حال با 28 درصد و زمان گذشته با 12 درصد، سهم کمتری در این میان دارند. آن مقدار زمان باقی مانده هم ذهن مان عموما خالی یا رهاست. درصد دقیق این مواقع چندان اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است، روشن کردن این نکته است که پرسه زنی و سرگردانی افکارمان در اوقاتی که هیچ کاری نمی کنیم، آن گونه که تا پیش از این تصور می کرده ایم، تباه و بی حاصل نیست (سید محمد مهدی شهیدی.)

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *